|
اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟ من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم ... من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم و تو هم از غصه دور خودت پيله بستي... حالا دومين باره که عاشقت شدم اما من هنوز يه کرم سيب هستم و تو يه پروانه خوشگل تو پر زدي و رفتي و من موندم و سيب هايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده ... از هر چي سيبه منتنفرم
سلام دوستان خوبم با عرض پوزش بابت غیبت طولانی مدتم دوباره وبلاگمو راه اندازی کردم این بار با یه شعر از خودم. خوشحال میشم نظربدین چرخ فلک ای فلک چرخیدن چرخت بنازم این چنین آوای خوش رقصت بنازم تا به کی خواهی مرا اینگونه چرخان درهوای وصل یار اینگونه سرگردان مگردان یارب این چرخ فلک را سر بگردان از برای عاشقان چرخیدنش راسهل گردان كارگاه طراحي قالب
می شناسیدم ؟ زخمی ام زخمی سراپا می شناسیدم ؟ با شما طی کرده ام راه درازی را خسته ام خسته می شناسیدم ؟ این زمان گرچه ابری پوشانیده است رویم من همان خورشید تابانم می شناسیدم ؟ این چنین بیگانه از من روی مگردانید در کف فرهاد تیشه من نهادم من من شکستم بیستون را من من همان مهربان سالهای دورم رفته ام از یادتان یا می شناسیدم ؟ نام من عشق است می شناسیدم ؟ كارگاه طراحي قالب
تو را دوست میدارم نمیدانم چرا شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من حد و مرزی برای دوست داشتن نمی شناسد. ولی سخت در این مکتوب فرو نشسته ام چه کسی مرا دوست میدارد؟ ای فرشته نازل شده بر چشمانم ای شقایق زندگی ام ای تنها ستاره آسمان قلبم ای زیباترین زیباییهای محبت ای بهانه خواب شبهایم ای تنها نیاز زنده بودنم ای آغاز روز بودنم ای نیمه پنهان من و تو ای معشوقه من تو را با تمام وجود دوست دارم و میپرستم.
كارگاه طراحي قالب
عشق من هدیه ناچیزی تقدیم شما من که تا عشق تو باقیست زمینگیر توام
قاصدک غم دارم غم اوارگی و در به دری غم تنهای و خونین جگری قاصدک وای به من همه از خویش مرا میرانند همه دیوانه دیوانه ترم میخوانند مادر من غم هاست مهدو گهواره من ماتم هاست قاصدک دریابم ! روح من عصیان زده و طوفانیست. آسمان نگهم بارانیست. قاصدک غم دارم غم به اندازه سنگینی عالم دارم قاصدک غم دارم غم من صحرا هاست افق تیره او نا پیداست. قاصدک دیگر از این پس منم وتنهایی وبه تنهایی خود در هوس عیسایی وبه عیسایی خود منتظرمعجزه ای غوغایی قاصدک زشتم من زشت چون چهره سنگ خارا زشت مانند زال دنیا. قاصدک حال گریزش دارم میگریزم به جهانی که در آن پستی نیست پستی و مستی و بد مستی نیست میگریزم به جهانی که مرانا پیداست شاید آن نیز فقط یک رویاست !!! كارگاه طراحي قالب
تو شب خیس مژه هام یه شب بیا قدم بزن با رقص تلخ اشک من ساز دوست دارم بزن بگو دوسم داری یا نه؟ یجور بهم نشون بده بقیه زندگیمو با این جواب رقم بزن بگو تو زندگیت کیه رد نشواز سوال من زیر جواب نقره ایت چندتا برام قسم بزن مجنون چیرو بلد نبودکه لیلی قسمتش نشدتو هم توی طالع من نقش بد ستم بزن یه وقت اگه تنها شدی با عشق و سازوزمزمه به خاطرمن یه بارم من به تو میرسم بزن كارگاه طراحي قالب
صبح از دریچه سر به درون می کشد به ناز و از مشرق خیال تو صبح تابناک تری را سر در کنار من با چهره شکفته چون گلهای نسترن لبخند می زنی من آفتاب پاکتری را در نوشخند مهر تو می بینم در مطلع بلند شکفتن من روز خویش را با آفتاب روی تو که از مشرق خیال دمیده ست آغاز می کنم من با تو می نویسم و می خوانم من با تو راه می روم و حرف می زنم وز شوق این محال که دستم به دست توست من جای راه رفتن پرواز می کنم آن لحظه ها که مات در انزوای خویش یا در میان جمع خاموش می نشینم موسیقی نگاه تو راگوش می کنم گاهی میان مردم در ازدحام شهر غیر از تو هر چه هست فراموش می کنم گویند این و آن به هم آهسته هان و هان ! دیوانه را ببین ! بی خود چو کودکان لبخند می زند با خود چگونه گرم سخن گفتن است ! آه ! من دور از این ملامت بیگاه همچنان سرمست در فضای پریخانه های راز شاد از شکوه طالع و بخت موافق آخر چگونه بانگ برآرم که : عاقلان ! دیوانه نیستم به خدا سخت عاشقم كارگاه طراحي قالب
آمدی با تاب گیسو تا که بیتابم کنی زلف بر یکسو زدی تا غرق مهتابم کنی آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من خواستی تا در میان شعله ها آبم کنی رفتی از پیشم که دور از چشم خود تا نیمه شب با نوای لای لای گریه خوابم کنی كارگاه طراحي قالب
وای بر من تو همانی که امیدم بودی تو همان چشم سیه دلبر افسونگر من که چه کوشم مگر این حادثه باور نکنم میدود یاد خطاهای تو در باور من . كارگاه طراحي قالب
گلی را که دیروز
به دیدار من هدیه آوردی ای دوست
دور از رخ نازنین تو
امروز پژمرده شد !
همه لطف و زیبایی اش را
که حسرت به روی تو می خورد
هوش از سر ما به تاراج می برد
گرمای شب برد !
صفای تو اما گلی پایدار است
بهشتی همیشه بهار است
گل مهرتو در دل و جان
گلی بی خزان
گل تا که من زنده ام ماندگار است . كارگاه طراحي قالب |
|
|



